السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

38

تفسير الميزان ( فارسي )

اين روايت مؤيد گفتار قبلى ما است كه گفتيم : مراد از اولى الامر در آيه دومى همان اولى الامر در آيه اول است . و در تفسير عياشى از عبد اللَّه بن عجلان از امام ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه در ذيل جمله : * ( « وَلَوْ رَدُّوه إِلَى الرَّسُولِ وَإِلى أُولِي الأَمْرِ مِنْهُمْ » ) * فرمود : منظور امامان هستند . « 1 » مؤلف : اين معنا از عبد اللَّه بن جندب از حضرت رضا ( ع ) نيز روايت شده ، به اين صورت كه آن جناب در باره واقفى مذهبان نامه اى به عبد اللَّه نوشت و در آن اين معنا را تذكر داد « 2 » ، شيخ مفيد نيز در كتاب اختصاص « 3 » آن را در ضمن حديثى طولانى از اسحاق بن عمار از امام صادق ( ع ) روايت كرده است . و در تفسير عياشى از محمد بن فضيل از ابى الحسن ( ع ) روايت كرده كه در معناى جمله : * ( « وَلَوْ لا فَضْلُ اللَّه عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُه » ) * فرمود : فضل رسول خدا ( ص ) است و رحمت امير المؤمنين ( ع ) است . « 4 » و در همان كتاب از زراره از امام ابى جعفر ( ع ) و از حمران از امام صادق ( ع ) روايت آورده كه فرمودند : در آيه * ( « وَلَوْ لا فَضْلُ اللَّه عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُه » ) * ، فضل خدا ، رسول اللَّه ( ص ) و رحمتش ولايت ائمه ( ع ) است . « 5 » و در همان كتاب از محمد بن فضل از عبد صالح ( موسى بن جعفر ) ( ع ) روايت كرده كه فرمود : رحمت خدا ، رسول گرامى او است و فضل ، على بن ابى طالب ( ع ) است . « 6 » مؤلف : اين روايات نمىخواهند بگويند معناى كلمه « فضل خدا » و « رحمت خدا » چنين است بلكه مىخواهند هر يك از اين دو عنوان كلى را بر يكى از مهمترين مصاديق آن تطبيق كنند و مراد از رسول خدا ( ص ) و امير المؤمنين ( ع ) نيز شخص آن دو جناب منظور نيستند ، بلكه منظور مقام آن دو جناب است يعنى مقام نبوت و مقام ولايت چون اين دو مقام سبب متصلى هستند كه خداى عزيز ما را به وسيله آن دو از پرتگاه ضلالت و از دام شيطان نجات بخشيد ، اولى سبب مبلغ و دومى سبب مجرى است و روايت اخير از نظر

--> ( 1 و 2 ) تفسير عياشى ، ج 1 ص 260 ، ح 205 و 206 ، ط تهران . ( 3 ) اختصاص . ( 4 ) تفسير عياشى ، ج 1 ص 261 ، ح 208 . ( 5 ) تفسير عياشى ، ج 1 ص 260 ، ح 207 . ( 6 ) تفسير عياشى ، ج 1 ص 261 ، ح 209 .